تبليغاتX
رضا از گرگان - بازگشت دوباره
عمومی . سیاسی . شعر . ورزشی و...

هر کی در انزوا زندگی می کند و با این همه گاه گاه می خواهد خودش را به کسی بچسباند ، هر کی

بر حسب دگرگونیهای روز ، آب و هوا ، کاروبارش و جز آن ناگهان دلش می خواهد بازویی ببیند تا به آن

بیاوزد ،او نمی تواند بدون پنجره ای رو به خیابان دیری بپاید . . .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:1  توسط رضا  |